به روند طراحی داخلی در معماری ساسانی

معماری ساسانی برخلاف معماری پارت و پارس، نگاهی متفاوت به مقوله طراحی و فضا بندی داخلی دارد، نگاهی مشتق شده از شیوه‌ای که ساسانیان آن را تا حدود زیادی مختص به خود نموده‌اند. در این گزاره، فضاسازی کارکردی اهمیت ویژه‌ای دارد و ساختمان بر اساس نوع کاربری، الگوی پیاده‌سازی شده نقشه‌ای است که از پیش برای آن طراحی و در نظر گرفته‌اند.

 

تنوع فضاها در این‌گونه از معماری بیش از تنوعی است که می‌توانیم در آثار به‌جامانده از پارس‌ها و پارت‌ها مشاهده نماییم. افزایش تنوع و تعداد فضاها شامل انواع اتاق‌ها، سالن‌های انتظار، سراهای مخصوص شاهی و حرم‌سرا نیازمند آن بود که ساسانیان بتوانند شیوه‌ای را پیاده‌سازی نمایند که ارتباط این فضاها را به بهترین نحوه ممکن سازد که این مهم تنها با افزایش تعداد راهرو، سرسرا و ورودی در فضاهای داخلی ممکن می‌شد.

از منظر تزئینات داخلی نیز، توجه ویژه‌ای به موزاییک‌کاری و گچ‌بری می‌شد. کاربرد رنگ به سبب گذشت زمان چندان ملموس نیست، اما به قطع می‌بایستی رنگ به‌عنوان عنصری مهم در تزئینات داخلی به کار بسته می‌شد. برای پوشش دادان دیوارها و اندودکاری سطوح و سقف‌های طاق دار، خاک رس مصالح غالب بود، همچنین با توجه به رشد غیرقابل کتمان هنر سرامیک در این دوره، می‌توان به حضور این عنصر زیبا نیز در تزئینات داخلی اشاره داشت.

در کاخ بیشاپور تالاری قرار دارد که به «تالار موزاییک» معروف است و در آن موزاییک‌های بسیار بزرگ و باشکوهی نصب‌شده است. علاوه بر آن گچ‌بری‌های زیبایی به چشم می‌آید که بسیار متنوع بوده و از دقت و ظرافت بسیاری نیز برخوردار است.

نور و مدیریت آن نقش بسیار مهمی در بناهای عهد ساسانی دارد. در به‌کارگیری این عنصر، ساسانیان از شیوه نورگیری پارت‌ها تبعیت و با اعمال تغییراتی در آن به مدل مدنظر خود دست یافتند. در این روش نور به‌وسیله دریچه‌هایی به مجموعه تالارها و فضاهای داخلی هدایت می‌شد. تعدد دریچه‌ها منجر به آن بود تا نور به‌صورت توده‌ای امکان ورود نیافته و هر یک از آن‌ها در تلاقی با نور واردشده از دریچه‌های دیگر شکسته شود. بدین ترتیب نور شدید به‌ویژه در مناطق مرکزی ایران به نوری یکنواخت تبدیل می‌شد. شکل گنبدی سقف نیز این امکان را فراهم می‌ساخت تا ساختمان بتواند در طول روز از امکان زمانی بیشتری برای نورگیری بهره‌مند شود.

ساسانیان در هنر نگارگری و نقاشی بسیار پیشرو بودند و این هنر از قراین موجود در ایران عهد ساسانی رشد چشمگیری داشته است. بخش زیادی از این ‌روند مربوط به ارتباطی است که سرزمین ایران از مسیر شاهی و جاده ابریشم با چین برقرار نموده و منجر به آن شده تا هنرمندان دو سرزمین تحت تأثیر هنر یکدیگر قرار بگیرند.

دانسته‌های ما حاکی از آن است که حضور چهار آیین زرتشت، مانویت، بودائی و نسطوریت در چین، خواستگاهی ایرانی دارد، اسناد مذهبی باقی‌مانده از پیروانمانی، بودا و نسطوری حاکی از آن است که این آیین‌ها برای تبلیغ و بروز خود به هنر نقاشی و ترسیم نگاره‌های مذهبی متکی بودند، این مهم بیانگر جایگاهی است که این هنر در میان ایرانیان داشته است. نقل است کهمانی خود هنرمندی چیره‌دست در هنر نقاشی بوده و با توجه به این مقوله می‌توان حدس زد که نگارگری ایرانی می‌بایستی در کاخ‌های ساسانی که به پادشاهانی مقتدر و تمامیت‌خواه تعلق داشتند، نمودی عینی یافته باشد. حضوری که بر اثر حجم تخریب این کاخ‌ها در جریان‌های تاریخی امروزه اسناد معتبری از آن‌ها در دست نیست؛ اما نمونه‌هایی از نقاشی دیواری در معابد زیرزمینی منطقه دون خوانگ وجود دارد که کاملاً منطبق بر تأثیری است که هنرمندان چینی از این هنر ایرانی عهد ساسانی گرفته‌اند. از سوی دیگر در معدود کلیساهایی که از این دوره تاریخی باقی‌مانده، هنر نقاشی و نگارگری ایرانی که مسیحیت از آن در تبلیغ دینی بهره بسیاری برد، کاربرد عینی داشته و آثاری در این زمینه باقی‌مانده است.

ساسانیان به سبب نگاه ویژه و خاصی که به مقوله دین زرتشت داشتند، مفهوم معماری مذهبی را برای نخستین بار در تاریخ معماری ایران رواج دادند. ازاین‌رو حکومت‌ها همواره در کنار احداث کاخ‌های شاهی، اهتمام ویژه‌ای به ساخت معبد، چهارطاقی، آتشگاه و آتشکده از خود نشان داده و لذا امروزه بخش عظیمی از بناهای تاریخی به یادگار مانده از این دوره مربوط به این موارد است. شکل ثابت و مشخص آن‌ها البته فاقد عناصر تزئینی خاصی است و لذا امکان بررسی در این موضوع برای آن‌ها ممکن نمی‌باشد. این به معنای آن است که بخش اعظمی از منابع تحقیقی در این موضوع فاقد عناصر تزئینی است. کاروانسراهای باقی‌مانده نیز مشمول این قاعده می‌شوند و همچنین آثاری که به‌عنوان قلعه و دژهای نظامی از این دوران به یادگار مانده است.

A Brief Overview of Interior Design Trend in Sassanid Architecture

Ublike Parthian and Pars architecture, Sassanid architecture has a different view toward interior design and space issue, a view extracted from what Sassanids considered exclusive to themselves largely. In this field, functional space creation is of great importance. Based on usage type, a building is the implemented pattern of a map that has been designed and intended in advance.

Space variety in this architecture is more than the variety of existing Parthian and Pars works. Increased variety and number of spaces, including various types of rooms, waiting halls, inns for kings, and harems required the Sassanids to implement a method to relate these spaces optimumly. This could only be done by increasing corridors, vestibules, and entrances in interior spaces.

In terms of interior decoration, particular attention was paid to mosaic works and moldings. Using colors is not very evident due to lapse of time, but it must have been used as an important element in interior decorations. For covering walls and surface plastering, clay was had been the dominant material. Moreover, given the undeniable growth of ceramic art in this period, we can say this beautiful element had been used in interior decorations.

There is a hall in Bishapour Palace known as “Mosaic Hall” in which large and elegant mosaics have been installed. Moreover, various beautiful moldings have been built with high care and delicacy.

Light and light management have an important role in Sassanid era monuments. In so doing, Sassanids followed Parthian light-absorption method and applied some changes to it to reach their intended model. In this method, light was directed toward halls and interieor spaces through hatches.

Sassanids were pioneers of Persian miniature and painting and, given the evidence existing in Iran, this art had grew in Sassanid era largely. A large portion of this trend is related to the relationship of Iranian territory with China through the Silk Road, which resulted in a situation where artists of both contries influenced each other. Thus, it can be assumed that Persian miniature must have represented itself in Sassanid palaces that belonged to an authoritarian and totalitarian kingdom. No documents of this presence is extant due to great destructions in these palaces due to historical events, but some murals in underground temples of Xan Dung region indicate the influence of Iranian Sassanid art on Chinesse artists. In the other hand, Persian miniature and painting are evidently used in few churches remained from this historical period through which Christians promoted their religion.